حمید،به حرف بابام گوش ندادم وبا همین صورت کبود شده نرفتم کلانتری شکایتتو بکنم.
من اول شکایتت رو به خدا می کنم ومنتظر رأی و اقدام خودش میشم.
حمید دوست دارم اونی که این سرنوشت رو برام نوشت خودش کمکم کنه.
بدون دادگاه وکلانتری..
شاید اشتباه می کنم اما میخوام اینجوری ادامه بدم..
برچسب:
نویسنده: آسیه