حمیدجان ،همسرم،عصر با دختر کوچولومون رفتم تا مغازه ی سر کوچه.
یه دفعه دخترم گفت مامان انگشت کوچولوتو بده بگیرمش.
نمی دونی وقتی با دست کوچیکش ،انگشتمو گرفت چقدر احساس دلگرمی ومحبت کردم وچقدر هم احساس خوشبختی..
یعنی میشه یه روز تیرگی بین من وتو ازبین بره وتو دستموبگیری..
من که بعد از پنج سال ، باز امیدوارم
من،دیروز،فردا...ما را در سایت من،دیروز،فردا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: آسیه
بازدید: 190